مدتهاست مطلبی ننوشتم توی وبلاگ. هر روز سوژه ها میان و از جلوم رد میشن. اما من تمرکز کافی برای پرداختن بهشون و گفتن از اونها ندارم. شاید مقداری اش به بهم ریختگی کارهام و نداشتن مدیریت روی زمان هام بر گرده، ولی این همه ی داستان نیست. راستش دیگه زیاد با این وبلاگ راحت نیستم.(قبلا هم گفته بودم. خودم یادمه!). پس فعلا تا یه فکری به حال خودم و نوشتنم بکنم، بیایید با هم غزلی از عطار بخونیم.
ره میخانه و مسجد کدام است
که هر دو بر من مسکین حرام است
نه در مسجد گذارندم که رند است
نه در میخانه کین خمار خام است
میان مسجد و میخانه راهی است
بجوئید ای عزیزان کین کدام است
به میخانه امامی مست خفته است
نمیدانم که آن بت را چه نام است
مرا کعبه خرابات است امروز
حریفم قاضی و ساقی امام است
برو عطار کو خود میشناسد
که سرور کیست سرگردان کدام است
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مهر 1389ساعت 11:4 بعد از ظهر  توسط عباس
|
روز پنج شنبه دور جدید مذاکرات صلح خاورمیانه آغاز شد. اینبار اما در فضایی متفاوت و با عزمی جزم که این را میشد در چشمان حاضران در مذاکرات دید. پس از بیست ماه سران ایالات متحده، اسرائیل، فلسطین و تونی بلر به نمایندگی از اتحادیه اروپا گردهم آمدند تا یکبار دیگر تلاش کنند تا نقطه ی پایانی بر سالها جنگ و خونریزی در منطقه ی خاورمیانه بگذارند.
اما چرا معتقدم فضای این مذاکرات متفاوت است؟
این تفاوت را میشد در سخنان نتانیاهو و محمود عباس در مراسم افتتاح مذاکرات و همچنین مقالات تحلیل گران در حاشیه مذاکرات دید. آنجا که واشنگتن پست در مقاله ای زیر عنوان "تهدید ایران ممکن است مزیتی برای مذاکرات صلح خاورمیانه باشد" سخن از تهدید ایران بعنوان یک نگرانی مشترک راند و جاه طلبی های اتمی ایران را فراهم آورنده ی وضعیتی موسوم به "دشمن ِ دشمن ِ من" دانست که منافع امنیتی اسرائیل و همسایگان عرب اش را بیش از پیش به هم پیوند داده است و عاملی گردیده برای پیشبرد سهل تر مذاکرات در این برهه ی زمان. و جایی که نتانیاهو در مراسم گشایش، توافق نهایی را مستلزم ترتیباتی دانست که تضمین کند کشور آینده ی فلسطینی غیرنظامی خواهد بود و از همه مهمتر به یک ناحیه تروریستی که از ایران الهام می گیرد، تبدیل نخواهد شد. نتانیاهو سخن از دادن امتیازات دشوار از سوی هر دو طرف راند. امتیازاتی که حتماً می بایست امنیت اسرائیل و به رسمیت شناختن موجودیت آنرا تضمین کند، موجودیتی که از همه بیشتر از سوی ایران سالهاست که تهدید می شود و این تهدید از حد کلامی گاهی فراتر رفته و توسط گروههایی چون حماس به مرحله ی عمل هم می رسد. گروههایی که اینبار محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی در مراسم گشایش مذاکرات از حمایتهای مالی و تعلیماتی ایران از آنها ابراز نگرانی کرد و به نتیجه رسیدن مذاکرات را نقطه ی امیدی برای پایانی بر این حمایت و کارشکنی ها دانست.
به هر روی در اظهارات مقامات حاضر در مذاکرات، خصوصاً طرف اسرائیلی اینبار جدیت و نرمش خاصی مشاهده میشد که یکی از برجسته ترین دلایل آن همان رسیدن تلاشهای اتمی ایران به نقطه ی بحران می تواند باشد. فراموش نکنیم اسرائیل برای برخورد از هرنوعی با ایران نیاز به حمایت ایالات متحده دارد. پس چه راهی از این بهتر که همراهی آمریکا در این زمینه را در ازای همکاری با آمریکا در مذاکرات صلح بدست آورد. کمی نرمش در اینجا در ازای کمی همراهی در آنجا! یک معامله ی پُر سود برای اسرائیل. هم صلح و آرامش با اعراب و هم دور کردن خطر ایران. و این کاری ست که با توجه به ساختار حکومتی اسرائیل تنها از جناح تندروها به رهبری لیکود و نتانیاهو برمی آید. گذشته نشان داده، حزبی که نتانیاهو در رأس آن است (لیکود) توافقات اساسی تر و ماندگارتری با طرفین مخاصمه داشته است و مردم اسرائیل هم پذیرش بیشتری از رفتار این حزب دارند.
اینبار نتانیاهو جدی ست. اخم نکرده بود و با صدایی رسا و رویی گشاده گفت: من برای رسیدن به یک توافق تاریخی به واشنگتن آمده ام. او خطاب به محمود عباس گفت: شما شریک صلح من هستید و این بر عهده ی ماست که به درگیری رنج آور میان دو ملت پایان دهیم و به کمک دوستانمان زندگی تازه ای را آغاز کنیم.
خانم هیلاری کلینتون هم در سرآغاز مذاکرات، خبر از گرفتن تصمیمات دشوار داد و نخستین تصمیم دشوار که گرفته شد را همین دیدار و به پای میز مذاکره آمدن پس از بیست ماه دانست. او هم نسبت به خطرات ایران در صورت ادامه تخاصم هشدار داد.
این لحن هشدار گونه در جایی دیگر نیز تکرار شد. شب قبل از آغاز مذاکرات و در مصاحبه ی تونی بلر با شبکه بی بی سی ورلد به مناسبت انتشار کتاب جدیدش که دربرگیرنده ی خاطرات وی از جنگ عراق است. آنجا که در دفاع از شرکت بریتانیا در جنگ عراق و همراهی خودش با بوش گفت: در حال حاضر نیز باید صریحاً به ایران هشدار داد که اگر از برنامه ی توسعه غنی سازی خود دست برندارد با واکنش نظامی روبرو خواهد شد.
به هر روی مذاکرات صلح خاورمیانه آغاز شد و بناست با جدیت ادامه یابد. سران هر دو هفته ی یکبار همدیگر را ملاقات خواهند کرد و کارشناسان مسئول، بقیه ی کار را پیش خواهند برد. این مذاکرات اینبار دو هدف دارد. یکی هدف اولیه که رسیدن به صلحی پایدار در منطقه است و اکنون یک هدف تازه که مهار ایرانی ست که روز به روز خطرناک تر می شود.
راستی آیا در ایران چشم بینایی هست تا این اوضاع را با هشیاری نظاره کند و تا دیرتر نشده تدبیری اساسی بخرج داده و ایران را نجات دهد و با جهانیان برای رسیدن به صلح همراه کند؟
امید که باشد.
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم شهریور 1389ساعت 9:28 بعد از ظهر  توسط عباس
|
در این پست با نوشتن پنج اصل باقیمانده از اعلامیه جهانی حقوق بشر، بازخوانی این اعلامیه در کنار شما عزیزان را به پایان می برم. اما یک نکته را همه ی ما به نیکی میدانیم که خوانش این اعلامیه را پایانی نیست، چون حقوق بشر را پایانی نیست.
از تمام شمایی که دغدغه ی زیستنی انسان گونه برای خود و اطرافیان خود و تمام افراد جامعه ای که در آن زندگی می کنید، خواه در کشور خود و خواه در گستره ی بزرگتری که تمام بشر فارغ از ملیت باشد، دارید، تقاضا می کنم این اعلامیه را تکثیر کنید و به کنار دستی خود بدهید.
باور کنیم با آشنا شدن من و شما به حقوق مان، هرچند با کندی و لکنت، ولی بالاخره به دنبال حقوق بشری خودمان می رویم.
در گذر روزهایی که این پستها را می گذاشتم، دوستانی چه در قالب کامنت و چه حضوری می گفتند فلان اصل که در ایالات متحده یا اروپا هم اجرا نمی شود!
دوستان عزیزم! اگر در آنجا هم اجرا نمی کنند، اشتباه می کنند! من شخصا به عدم اجرای حقوق بشر در آنجا هم اعتراض دارم. من اگر حقوق بشر در بازداشتگاههای با نام و نشان آمریکا و اروپا اجرا نشود اعتراض می کنم، همانطور که در بازداشتگاههای بی نام و نشام ایران اگر اجرا نشود اعتراض میکنم.
اما دغدغه ی اصلی من کشور خودم است، چرا که معتقدم ساختار حقوقی و حضور چشمان بیدار نهادهای حقوق بشری در کشورهای اروپایی و ایالات متحده چنان قوی ست که به محض وقوع یک مورد نقض حقوق بشر، به صحنه می آیند و اعتراض خود را با جسارت و بدون لکنت زبان به گوش مقامات دولتی میرسانند. اما این در کشور ماست که نه ما چنان که باید و شاید به حقوق اولیه خود واقفیم و نه حتی دولتمردان به این امور واقفند و حتی تمایلی هم به آگاهی از آن ندارند. پس این وظیفه من و ماست که این حقوق بشری مان را به رخ دولتمردان بکشیم و بگوییم به ایشان که ما حقوق خود را می شناسیم و می خواهیم که به آن دست پیدا کنیم.
خوشبختانه هنوز و علیرغم وجود سانسور و ممیزی های نفس گیر، مجموعه ی حقوق بشر بصورت کتابهای کوچک جیبی در کتابفروشی ها عرضه می شود. فکر میکنم اگر بنا داریم یادگار و یا هدیه ای به یک دوست بدهیم، یکی از مفیدترین و ماندگاترین هدیه ها همین اعلامیه حقوق بشر می تواندباشد، یادگاری که برای نسل ها می ماند.
از اینکه در این بازخوانی همراه من بودید از شما سپاسگزارم و شما را به خواندن این چند اصل پایانی برای اعلامیه ای که پایانی ندارد،دعوت می کنم.
ماده بیست و ششم:
۱) هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید مجانی باشد. آموزش ابتدایی اجباری است. آموزش فنی و حرفه ای باید عمومیت پیداکند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل به روی همه باز باشد تا همه بنا به استعداد خود بتوانند از آن بهره مند گردند.
۲) آموزش و پرورش باید طوری هدایت شود که شخصیت انسانی هرکس را به حد کمال رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادی های بشر را تقویت کند. آموزش و پرورش باید حسن تفاهم، گذشت و احترام عقاید مخالف و دوستی بین تمام ملل و جمعیت های نژادی یا مذهبی و همچنین توسعه ی فعالیتهای ملل متحد را در راه حفظ صلح تسهیل و ترویج نماید.
۳) پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به دیگران اولویت دارند.
ماده بیست و هفتم:
۱) هر کس حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع شرکت کند، از فنون و هنرها متمتع گردد و در پیشرفت علمی و فواید آن سهیم باشد.
۲) هر کس حق دارد از حمایت منافع معنوی و مادی آثار علمی، فرهنگی یا هنری خود برخوردار باشد.
ماده بیست و هشتم:
هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماعی و بین المللی، حقوق و آزادی هایی را که در این اعلامیه ذکر گردیده است، تأمین کند و آن ها را به مورد عمل گذارد.
ماده بیست و نهم:
۱) هر کس در مقابل آن جامعه ای وظیفه دارد که رشد آزاد و کامل شخصیت او را میسر سازد.
۲) هر کس در اجرای حقوق و استفاده از آزادی های خود فقط تابع محدودیت هایی است که به وسیله ی قانون، منحصرا به منظور تأمین شناسایی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران و برای رعایت مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی در شرایط یک جامعه دموکراتیک وضع گردیده است.
۳) این حقوق و آزادی ها در هیچ موردی نمی تواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد.
ماده سی ام:
هیچ یک از مقررات اعلامیه ی حاضر نباید طوری تفسیر شود که متضمن حقی برای دولت یا جمعیت یا فردی باشد که بموجب آن بتواند هر یک از حقوق و آزادی های مندرج در این اعلامیه را از بین ببرد یا در آن راه فعالیتی نماید.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت: از طولانی شدن این پست عذرخواهی می کنم. با توجه به چند روزی تأخیر در نوشتن ترجیح دادم از طولانی شدن بیشتر این بازخوانی پیش گیری کنم و در نتیجه این پست طولانی شد. از حوصله ای که در خواندن این پست می کنید، سپاسگزارم.
+ نوشته شده در جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 11:28 بعد از ظهر  توسط عباس
|